دلگیر نیستم اما دلتنگت نمی‌شوم

دلگیر نیستم اما دلتنگت نمی‌شوم
حتی دیگر به خوابت سرک نمی‌کشم
سلام می‌کنم، لبخند می‌زنم ، حتی گاهی منتظرت می‌مانم اما دیگر هرگز دلتنگت نمی‌شوم
وقتی دلتنگی‌ام نه بهایی دارد و نه بهانه‌ای می‌شود که به یاد بیاوری کسی این حوالی خواب تو را می‌دید.
شاید کنار این روزهای بی‌اتفاق می‌شد برای بی‌قراری‌های گاه گاه من بهانه‌ای باشی که نبودی
شاید اگر منِ بی‌حوصله کمی صبورتر بودم
اگر تو باز هم سراغم را از جاده و باران و آسمان می‌گرفتی
اگر دیروز تا همیشه ادامه داشت و اینقدر زود به پایان نمی‌رسید.
حالا برای هر چیز دنبال دلیل می‌گردم
برای آمدن،
رفتن،
خواب دیدن،
برای دلتنگی بی دلیل که آن روزها دچارش بودم
برای تو که آن همه اشتیاق را ارزان فروختی.
دیدگاه ها (۳)

ای ماه ترین دلخوشی روی زمینمبگذار که چشمان تو  را  سیر ببینم...

شاخه را محکم گرفتن این زمان بی فایده ستبرگ می ریزد، ستیزش با...

به دنبال کسی هستم دردم را دوا باشد!میان خسته گی هایم صدای آش...

تمام آرزوهایم رادرچمدان سکوتم ریخته امچمدان بسته ومن درابتدا...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

کتمان نمی‌کنم، هنوز هم کماکان دوستت می‌دارم، هنوز هم با وجود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط