اسم عشق یک مافیا

اسم عشق یک مافیا
پارت ۲۴
ویو: بعد از که هان جدا شد به سمت کلاس رفت کلاس بعد از ۳ ساعت تموم شد
ویو رونا: خسته شدم چرا اینقدر طولانی شد به سمت کافه تریا رفتم قهوه گرفتم و به سمت دفتر هان می رفتم که یهو یکی کشیدم داخل یک اتاق وقتی به اتاق نگاه کردم اتاق جئون بود و خود جئون چرا اینقدر اذیتم می کنه چرا واقعا دیگه خسته شدم
جونگ کوک: دیگه صبرم تموم کردی.....اگه ببینم با هان گرم بگیری اونم می کشم
رونا: ..................
جونگ کوک: چرا جواب نمی دی ها
رونا: بسه تو اگه واقعا دوسم داشتی این کارار نمی کردی این عشق نیست جنون هست
جونگ کوک: خفه شو..... ببین صبر من لبریز نکن
رونا: اگه کنم چی میشه
یهو رونا بلند کرد گذاشتش روی میز محکم گلوش گرفت و بعد ولش کرد آروم دستش روی فک رونا به حرکت درآورد و با صدایی که هم خشم درش وجود داشت و هم احساس داشت گفت
جونگ کوک: کوچولو تو فقط مال منی نه هیچکس دیگه صبر من لبریز نکن
آروم سرش به سمت موهای رونا برد و نفسای داغش روی گردن رونا خالی می کرد رونا که دیگه تحمل هم اینا نداشت جئون محکم هول داد ولی مگه چیشد حالا جئون حتی یک میلی متر هم تکون نخورد زور رونا در برابر جئون هیچی بود جئون به کار رونا خندید
جونگ کوک: کوچولو فکر کردی خیلی زور داری...
رونا: من کوچولو نیستم.....
جونگ کوک: چرا هستی..... اونقدر کوچولو که وقتی داخل بغلم هستی انگار دختر بچه دوساله ای بغلمه
رونا: بچه خودتی ......بزارم پایین می خوام برم
جونگ کوک: نزارم چی میشه بچه
رونا: بچه خودتی....
جونگ کوک: .....................
دیدگاه ها (۹)

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

اینم دومین پارتی که گفته بودم میزارم.ویو تهیونگ:از حرفش تعجب...

رمان جونگ کوک

Forced love

☆‌عشق اجباری من✧P5ویو سوهامی‌خواستم جواب تهیونگ رو بدم که یه...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

my neighbour childhood friend:part9:ویو یونگی:یهو مامان جونگ...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط