بعد از آغوشت ...

دیدگاه ها (۰)

مثل‌ارغوانِ ابتهاج،مثل آیدایِ شاملو،مثل شمسِ مولانا، می‌خواه...

صورتم را روی شانه اش گذاشتم و گفتم:دوست دارم ماه من و #طــــ...

كاش همسرم بودیو در آشپزخانه‌ ی كوچكمانغذا كمی ميسوختشير سر م...

بیا متفاوت تر باشیم من راضی ام بریم کافه پولشو ندیم‌ و در بر...

تک پارتیآخرین تولد...آن روز؟روزی که بعد از آن دیگر هیچ لبخند...

عقریته تاریکی به قلم مرتضی متقیان

پارت چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط