ز چشمت جان نشاید برد

ز چشمت جان نشاید برد
کز هر سو که می‌بینم

کمین از گوشه‌ای کرده‌ست
و تیر اندر کمان دارد



‌ ‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

🚩 محسن یادگاری مجری تجمع شب ۱۹۰ مردم مبعوث شده در حسینیه ایر...

*روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بيار...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط