مادرانه ی قدیما:

مادرانه ی قدیما:
گويند مرا چو زاد مادر***
پستان به دهان گرفتن آموخت***
شبها بر گاهواره ي من***
بيدار نشست و خفتن آموخت***
دستم بگرفت و پا به پا برد***
تا شيوه ي راه رفتن آموخت***
يک حرف و دو حرف بر زبانم***
الفاظ نهاد و گفتن اموخت***
لبخند نهاد بر لب من***
بر غنچه ي گل شکفتن آموخت***
پس هستي من ز هستي اوست***
تا هستم و هست دارمش دوست***
دیدگاه ها (۲)

بدون شرح...

عید مبارک................. بیایید همیشه رمضانی باشیم......

مادر مدرن: گويند مرا چو زاد مادر روي کاناپه لميدن آموخت شبها...

کرم ریختنم بعضی وقتا حال میده؟ کسی نظری راجع ب کرم ریختن دار...

مادرانه ی قدیما:گویند مرا چو زاد مادر***پستان به دهان گرفتن ...

گویند مرا چو زاد مادر<پستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهوار...

گویند مرا چو زاد مادرپستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهواره...

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهن گرفتن آموختشب‌ها بر گاهوا...

گویند مرا چو زاد مادر - پستان به دهن گرفتن آموخت

مادر...گویند مرا چو زاد مادر...پستان به دهان گرفتن آموخت...ش...

گویند مرا چو زاد مادر ، پستان به دهن گرفتن آموختشبها بر گاهو...

گویند مرا چو زاد مادر پستان به دهان گرفتن آموخت شب ها بر ِ گ...

گویند مرا چو زاد #مادرپستان به دهن گرفتن آموختشبها بر #گاهوا...

مادر قدیم :گویند مرا چو زاد مادرپستان به دهان گرفتن آموختشبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط