سکوت کمر فکرم را شکست

سکوت کمر فکرم را شکست
خسته ام
از تظاهر به خندیدن، به بودن، به صبر، به ایستادگی
کاش میشد به عزراییل رشوه داد
اینجا!
در این سرزمین خاکی
پر است از آدم هایی که مرا نمیفهمند و فقط ترجمه ام میکنند
آن هم به زبان خودشان
خسته ام...
دیدگاه ها (۶)

ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﮐﻪ ﺑﺸﮑﻨﺪ ﺩﻟــــــــــــــــــــــــــــــــت...

ﮔﺮﮔﯽ ﮐﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯾﺶ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﮕﺸﺖ ﮐﻪ...

پرسیدم عشق چیست؟ گفت آتشی است گفتم مگر آن را دیده ای؟ گفت...

ﺣﺴــــﺎﺏ ﻭ ﮐـــﺘﺎﺏ ﺩﻧﯿـــﺎ ﺭﻭ ﮐـــﻪ ﻭﺭﻕ ﻣﯽ ﺯﺩﻡ !!!... ﺍﺯ ﻓﺮﻣ...

«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما م...

عاشقانه های شبنم

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط