آه, باز بغضی که گیر کرده در گلویم.

آه, باز بغضی که گیر کرده در گلویم.
آه,باز سنگینی نگاهم, دیدگانم را به ضعف کشانده
آه تمام دلخوشی هایم از این دنیا یک کبریت و یک بسته. ی سیگار که دیگر آخریش مانده
چه تلخ است این دود سیگار با تلخی جداییت
دیدگاه ها (۱)

مرد بی رحم

کجاست آن خواب و خیال هایم؟!…کجاست آن همه ذوق رسیدن به آینده؟...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

p25

سکوتِ سنگینِ میانِ آن‌ها، مثل یک موریانه، داشت ذره‌ذره‌ی آرا...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

### پارت ۱۲: خاکسترِ یک امپراطوریصدای دور شدن ماشین‌های پلیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط