به زیر باران رو دخترک گیسو سیاه ببار دردهایت را

به زیر باران رو دخترک گیسو سیاه ببار دردهایت را

اگر پرسیدند از تری چشمانت بگو

خیسم

خیس باران

و بگذار دلت بلرزد

از این دروغ بی پایان
دیدگاه ها (۳)

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدنبه هر حال دار...

جاگذاشته ام دلیهرکه یافتمژدگانی اش تمام “زندگی ام”

دوستت دارم هایت راقبول ندارممانند امضاهای آخر نامه ات که میگ...

دیدی وقتی دستت رو با کاغذ میبری اذیتت میکنه و میسوزه،، از فک...

در میان خاکستر و زمرد

part21ویو جونگکوک:دیدم که چند دست لباس رو تخته کشو ها باز مو...

«عاشق بارانی من»در را باز کردم. باد سردی با ملایمت گونه‌هایم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط