My Boy❄
«پارت8»
رفتم قسمت رخت کن دخترانه با جی هو و تهیونگ رفته بود و لباسم رو پوشیدم و رفتیم با بچه ها بیرون ماشین جیهوپ بود که جونگ کوک کنارش بود و جیهو کنار من عقب نشسته بودیم
جیهوپ: به نظرم اول از کافه چند تا کیک بگیریم بعد ببریم شهر بازی و بعد بریم رستوران و درس هارو خونه بخونیم چون اخر شب میشه کیاتون موافقین؟
ا. ت، کوک، جیهو،: نظر خوبیه
خلاصه رفتیم کافه Like Coffee و اون طرف خیابون جیهوپ و کوک رفتن و من و جیهو تو ماشین بودیم نگاه بیرون میکردم و به فکر تهیونگ بودم که تنهاست و درس میخونه و... که یک دسته ماشین های لوکس و گرون قیمت مشکی جلوی کافه پارک کردن و یک مرسدس بنز سیاه وسطشون بود که داخلش یک پسر که به سختی دیده میشد نشسته بود ماشین ها شیشه دودی بودن تا اینکه بادیگار های اون پسر در رو باز کردن و پیاده شد خیلی شبیه تهیونگ بود خیلی زیاد تصمیم گرفتم عکس بگیرم ازش که چشمش تا به ماشین خورد و پلاک رو میخوند که چهره سرد پسر جاش رو به یک تعجب داد و پشتش رو کرد به ما و سوار ماشین شد و تا بادیگارد ها من رو دیدن سوار شدن و با سرعت دور شدن دیدم کوک با دهن باز درحالی که دوتا هات چاکلت دستش بود و یک پلاستیک کروسان نگاهش هم به ماشین های سیاه درحال رفتن بود امد سوار شد با جیهوپ و جیهوپ هم لبخند تعجبی بزرگش رو لباش بود.....
کوک: دیدین چقدر پسره شبیه تهیونگ بود؟
جیهوپ: واییییی اره یک لحظه فکر کردم تهیونگ امده بود اینجا بعد که بادیگارد گفت رئیس دیدم به تیپو قیافه تهیونگ خودمون نمیخوره کسی رئیس صداش کنه🤣
ا. ت: اره پسره خیلی شبیش بود ، واستین به تهیونگ زنگ بزنم..
جیهو: نههههههههه
ا. ت: چیشده؟
🌠
رفتم قسمت رخت کن دخترانه با جی هو و تهیونگ رفته بود و لباسم رو پوشیدم و رفتیم با بچه ها بیرون ماشین جیهوپ بود که جونگ کوک کنارش بود و جیهو کنار من عقب نشسته بودیم
جیهوپ: به نظرم اول از کافه چند تا کیک بگیریم بعد ببریم شهر بازی و بعد بریم رستوران و درس هارو خونه بخونیم چون اخر شب میشه کیاتون موافقین؟
ا. ت، کوک، جیهو،: نظر خوبیه
خلاصه رفتیم کافه Like Coffee و اون طرف خیابون جیهوپ و کوک رفتن و من و جیهو تو ماشین بودیم نگاه بیرون میکردم و به فکر تهیونگ بودم که تنهاست و درس میخونه و... که یک دسته ماشین های لوکس و گرون قیمت مشکی جلوی کافه پارک کردن و یک مرسدس بنز سیاه وسطشون بود که داخلش یک پسر که به سختی دیده میشد نشسته بود ماشین ها شیشه دودی بودن تا اینکه بادیگار های اون پسر در رو باز کردن و پیاده شد خیلی شبیه تهیونگ بود خیلی زیاد تصمیم گرفتم عکس بگیرم ازش که چشمش تا به ماشین خورد و پلاک رو میخوند که چهره سرد پسر جاش رو به یک تعجب داد و پشتش رو کرد به ما و سوار ماشین شد و تا بادیگارد ها من رو دیدن سوار شدن و با سرعت دور شدن دیدم کوک با دهن باز درحالی که دوتا هات چاکلت دستش بود و یک پلاستیک کروسان نگاهش هم به ماشین های سیاه درحال رفتن بود امد سوار شد با جیهوپ و جیهوپ هم لبخند تعجبی بزرگش رو لباش بود.....
کوک: دیدین چقدر پسره شبیه تهیونگ بود؟
جیهوپ: واییییی اره یک لحظه فکر کردم تهیونگ امده بود اینجا بعد که بادیگارد گفت رئیس دیدم به تیپو قیافه تهیونگ خودمون نمیخوره کسی رئیس صداش کنه🤣
ا. ت: اره پسره خیلی شبیش بود ، واستین به تهیونگ زنگ بزنم..
جیهو: نههههههههه
ا. ت: چیشده؟
🌠
- ۵۳۳
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط