ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،

ترسم آخر زغم عشق تو دیوانه شوم،

بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،

آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،

نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.
دیدگاه ها (۰)

#hastm

مرا با احساس بخوانکه با قلمِ "جان" می نویسمَت💚

عشق را زن می دهدبه تو...لیاقتش راخودتبدست بیاور👍

چو قناری به قفس؟یا چو پرستو به سفر؟هیچ یک!!!من چو کبوتر؛نه ر...

تودرون قلب من فرمان روایی دگر مثلت نیست غیر آغوش تو هرجا برو...

📚برشی از کتابشاعربودن یعنی انسان بودن.بعضی هارا می شناسم که ...

این آهنگ داره به زبون خودش میگه منم می‌خوام به زبون خودم بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط