نگفتی #بمان

نگفتی #بمان
 و گرنه من آدمِ #رفتن نبودم !
 همانجا که دستانم را از میانِ دستانت ربودم ،
 اعتراض نکردی
 و من رفتم
 و تو رفتنم را
در سکوت تماشا کردی !
 این سکوتِ تو مرا #شکست !!!
دیدگاه ها (۱)

دلمیک هُلِ محکم می خواهد !آنقدر محکمکه پرت شوملای لباس های ک...

او هم آدم است !اگـــر دوستت دارم هـــایت را نشنیـده گرفت ،غص...

سالها بعد ،من پشیمانم !چرا که دیگر هیچ کس را ،به اندازه ی تو...

امشب #شمعی برایم روشن کن !!!گم شده ام در تاریکی شب هایی که ا...

آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرسابر بارانیست از اشک چو باران...

«دنیا خیلی بی‌رحمه بابا… آدم‌ها برای رفتن آماده می‌شن، اما م...

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط