انقدر درد کشیدم که تحمل هر دردی رو دارم..

انقدر درد کشیدم که تحمل هر دردی رو دارم..
دیشب درد داشتم..خیلی درد داشتم..
نفسم بالا نمی اومد
از همون دردایی ک همیشه تو باعث خوب شدنش بودی!
ایندفعه یکی دیگه جای تو بود
به جای تو گفت برودکتر
به جای تو گفت مواظب خودت باش
به جای تو خیلی نگرانم شد..
هرچی گفت نشنیدم..
یه دفعه زدم زیر گریه..نه از درد قلبم ..
از درد اینکه تو نیستی خوبم کنی..
از اینکه گذاشتی من برم
جلومو نگرفتی..
دردم بیشتر شد..بیشتر...
😔 😔 😔 💔 💔 💔
دیدگاه ها (۶)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 103・⁠]⁠ᕗ  داغ بودم...خیلی زی...

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 168♡⁠。⁠)⁩براي ا...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و یکم: شورشِ کوچک و مراقبت‌هایِ...

تکپارتی تهیونگ(مخصوص سیسیمه) وقتی یک‌روز کاملشو در اختیار ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط