پیش زاهد ز رندی دم مزن که نتوان گفت

پیش زاهد ز رندی دم مزن که نتوان گفت

با طبیب نامحرم راز درد پنهانی
دیدگاه ها (۳)

༻༺پايان ماه روضه شده ، غم گرفته‌امهيئت تمام گشته و ماتم گرفت...

عاشقانه های شبنم

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :اطلاق خواهر یا برادرعزی...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :بسیار فرق است بین دوست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط