مرا به اسم صدا کن

مرا به اسم صدا کن
تا بیایم
ای جانِ من
مرا به اسم صدا کن 
نپرس 
آیا اسمم 
اسم پرنده‌ای ست در حال پرواز؟
یا بوته‌ای
که ریشه‌اش در خاک فرو رفته است؟
و آسمان را با رنگ خون 
آغشته می‌کند
و نپرس
که اسمم چیست
خودم نمی‌دانم 
می‌جویم 
اسمم را می‌جویم 
و می‌دانم که اگر بشنومش 
از هر جای جهان که باشد
حتی از تهِ جهنم 
می‌آیم
جلویت زانو می‌زنم
و سَرِ خسته‌ی خود را 
به دست‌های تو می‌سپارم
دیدگاه ها (۲۵)

دوست مثبت مندنبال آرامش نباشخودت آرامش رو بساز....نذار بدبخت...

پندواندرزگذشته و آینده سارقان زمان هستند !انسان باید گذشته ر...

باز هم نیمه شب و شرح پریشانی من باز هم حسرت یک بوسه به پیشان...

با سرانگشت ڪشيدم به دلش عڪس تو راعڪس زيباے تو را سير تماشا ڪ...

اسم رمان《 چشم های بی انتها 》پارت ۳باد از هر طرف میوزید اسمان...

#شراب_سرخ Part: ⁵⁷ گوشی مو و یه اسحله ای که قبلا از اتاق تهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط