چشم و دل، دانی چه خواهند این حوالی؟!

چشم و دل، دانی چه خواهند این حوالی؟!

بودنت را، دیدنت را،
قانع‌ام !، حتی کمی...

#علی_سید_صالحی
دیدگاه ها (۱)

ما دو مصرع یک شعر بودیم!وزن بود.قافیه هم بود.اما به قاب یک ب...

واردِ فصلِ من شدیم جانمفصلی که تا چشم باز کردم،همه چیز نه سی...

حس می‌کنمنشستم یه فیلم از سال ۱۳۲۲ می‌بینمهمونقدر غمگینهمونق...

یڪ جمعـه ے زیبـا و مـن و نـاز نڪَاهتبنشین و بخوان شعر شوم مح...

آرزوی ما ساده است؛صبحی که با خیال راحت شروع شود،شبی که با دل...

در من جا مانده‌ای! جوری که خواستن دیگر کفاف این عشق را نمی‌د...

چشم انتظارِ توامجایت اینجا خالی‌ستچون صدفی که نیست در آن دُر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط