پارت‌⁶

پارت‌⁶


باورم‌نمیشد‌اون‌اون‌بهکیون‌بود‌اون‌این‌جا‌چی‌کار‌میکنه(اکسه‌ا.ت)
اون‌اومد‌تو‌کناره‌یونگی‌ایستاد‌قربان‌مشکلی‌پیش‌امده‌
یعنی‌چی‌یعنی‌الان‌بهکیون‌دسیار‌یونگی‌‌هنگ‌کرده‌بودم‌درکشبرام‌سخت‌بود‌
یعنی‌بخاطر‌این‌بود‌که‌بهم‌این‌چیزا‌رو‌گفت

•فلش‌بک•
ا.ت‌:بعد‌این‌که‌نهارمو‌خوردم‌با‌خوشحالی‌رفتم‌روی‌کاناپه‌و‌تلوزیونو‌روشن‌کردم‌وفیلم‌مرد‌علاقمو‌سرچ‌دادم‌
_۱۰‌دقیقه‌بعد _

ا.ت:داشتم‌فیلمو‌نگاه‌میکردم‌که‌گوشیم‌زنگ‌خورد‌نگاه‌کردم‌بهکیون‌بود‌فیلمو‌استپ‌‌کردم‌و‌جواب‌دادم
٫مکالمه٫
ا.ت:الو‌‌سلام
بهکیون:‌سلام‌بیا‌همون‌پارک‌همیشه‌گیی(سرد)
ا.ت: باشه‌چی‌شده‌(تعجب)
بهکیون:سریع‌بیا‌بیای‌میفهمی(بلند)
ا.ت:باشه‌میام‌
هنگ‌کرده‌بودم‌چرا‌آخه‌چرا‌این‌جوری‌سرد‌و‌بلند‌داد‌ز د
سریع‌لباسامو‌پوشیدم(میزارم)‌ورفتم‌پاین‌ویه‌تاکسی‌گرفتم‌ورفتم‌
رسیدم‌دم‌پارک‌پولو‌حساب‌کردم‌ورفتم‌طرف‌بهکیون‌
•ویو‌بهکیون•
تو‌پارک‌بودم‌میخواستم‌به‌ا.ت‌بگم‌که‌دیگه‌با‌هم‌نباشیم‌دلیلشم‌این‌بود‌که‌من‌ا.ت‌دوست‌نداشتم‌و‌لینادوست‌ا.ت‌داشتم‌البته‌این‌عمام‌غضیه‌نیست‌یونگی‌زورم‌کرده‌بود‌مه‌بهاش‌کات‌کنم‌پس‌منم‌قبول‌کردم‌و‌به‌ا.ت‌زنگ‌زدم‌وبهش‌گفتم‌بیاد‌پارک‌بعد‌۱۰‌دیقه‌دیدم‌امد‌
بهکیون:سلام‌برو‌بشین‌رو‌صندلی‌کارت‌دارم‌(سرد)
ا.ت:باشه
بهکیون:ا.ت‌سریع‌میرم‌سر‌اصل‌مطلب‌بیا‌کات‌کنیم
ا.ت:.......


خماریییی
پارت‌بعدی‌رو‌۱‌ساعت‌دیگه‌میزارم‌
لباس‌ا.تم‌وقتی‌میخاست‌بره‌پیش‌بهکیون‌لان‌میزارم
دیدگاه ها (۰)

True Love②⑦یونی: ا/تا/ت: بله یونی: چرا خودت رو گول میزنیا/ت:...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

سناریو مایکی پارت ۲

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

چند پارتـیــــــــــــــــ🖤ـــــــــــــوقتی باهات بد حرف می...

سرنوشت پارت (۱۲)

چند پارتی درخواستیـــــــــــــ🔪💔ــــــــــــوقتی ناخواسته ب...

سناریو چیفویو پارت ۱

سناریو سو پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط