پاییز زردرفت و من ماندم

پاییز زردرفت و من ماندم

با چشمانی در صف انتظار.

انگار به پایان نرسیده

این دلــواپسی ها

شاید تقدیر همین باشد

بازهم حسرت و انتظار..!!
دیدگاه ها (۲)

''پاییز پارسال هم دقیقا همین گونه بودم،دقیقا در همین روزها ب...

صحیفهٔ مهدویِ بهرام محمدیدکترینِ مهندسیِ اراده و حَدِّ تمدنی...

📚 علیرضا بدیع 🎤 استاد رشید کاکاوند 📃پاییز می رسد که مرا مبتل...

آنقَدَر اُمیدها به قلبم خیانت کرده‌اَند،که هر گاه به شادیِ ک...

ایران در جمع مدعیان واترپلوی آسیا

می بیند و می فهمد و انگار نه انگارصیدیم، رها گشته و در بند گ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

ما ملت پای در رکابیم

📖 «تو، فعلِ بی‌پایانِ قلبِ من»شاید بعضی آدم‌ها را،پیش از آنک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط