دارم تظاهر می کنم که بردبارم

دارم تظاهر می کنم که بردبارم
هرچند تاب روزگارم را ندارم …

شاید لجاجت با خودم باشد، غمی نیست
من هم یکی از جرم های روزگارم …

من هم به مصداق "بنی آدم..." ببخشید؛
گاهی خودم را از شمایان می شمارم !

حس می کنم وقتی که غمگینید باید
با ابرِ شعرم بغض هاتان را ببارم

حتی خودم وقتی که از خود خسته هستم
سر روی حس شانه هاتان می گذارم

فهمیده ام منها شدن تفهیم جمع است
تنهایی جمع شما را می نگارم

شاید همین دل باوری ها شاعرم کرد
شاید به وهم باورم امیدوارم

هر قطره ی دلکنده از قندیل ، روزی
می فهمدم ، وقتی ببیند آبشارم !




محمد علی بهمنی
دیدگاه ها (۷)

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

#in_your_eyespart_9۷ویو کایلافردای اون روز..از همون لحظه‌ای ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت دوازدهم: میانِ عشق و تحقیر 🖤🥀[دیدگاه...

🧁 پارت هجدهم | اعتراف زیر نور ستاره‌هابعد از پایان مراسم، بی...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

The Joke That Broke Us

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط