شیطنت می بارد از چشمت ، تو شیطان زاده ای!

شیطنت می بارد از چشمت ، تو شیطان زاده ای!
با نگاهت کار دستِ این جماعت داده ای

آنچنان مغرور و سنگینی که با این سنِ کم
مثلِ خانم های کدبانویِ جا افتاده ای

شعرها هم عاقبت در وصفِ تو عاجز شدند
جانِ شاعرهای دنیا را به لب آورده ای

هر چه گفتند و نوشتیم... آخرش اما نشد
اشتراکِ شعرها این شد که فوق العاده ای

ماه هم از پنجره هر شب به تو زُل می زند
بس که مثلِ برکه آرام و زلال و ساده ای
دیدگاه ها (۱)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم :حکایت استدلالی از دی...

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

پرسه در جنگل... عصر...نسیم خنکی میان درخت‌های باغ می‌وزید.ات...

پیمان نقره ای

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش اول_ساده‌لوح یا خوش‌باور نیستیم؛ آسمان چنا...

سناریو: ماه سرخ

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۳: اشتباه بزرگی کردیسکوت سنگینی بعد از فر...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط