مَنْـ وَقتے ناراحَتـ میشَمـ

مَنْـ وَقتے ناراحَتـ میشَمـ
دیگہـ گِریہـ نِمے کُنَمـ
داد وبیداد راهـ نِمیندازَمـ
فَقَط یِهوساکِتـ میشَمـ
با کَسے حَرفـ نِمے زَنَمـ
میریزَمـ توخودَمـ
با هیچـ کَسـ چَتـ نِمے کُنَمـ
خودَمو توتَنهایے غَرقـ مے کُنَمـ
بعد کہـ یِکَمـ میگذَرهـ
جورے وانِمود مےکُنَمـ کہـ اِنگارهیچـ اِتّفاقے نَیُفتاده
دیدگاه ها (۱)

دیگه زندگی واسم فرقی نداره… چه خوب بگذره، چه بد؛ انگار یه چی...

‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ㅤ‌ㅤ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ...

#سناریوموقعیت: وقتی از دستمون عصبانی‌ان و وقتی می‌خوایم از د...

رمان دخت من

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

قسمت ۸(بخش دو)

پارت سه لونا: بیاین داخلویو لونا همشون اومدن داخل و مشغول حر...

جیمین که از دیدن اینطوری شوگا شروع کرد به اشک ریختن جیمین:شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط