‏آن روز که با "ســــــــــنگ کوچــــــــــکی"

‏آن روز که با "ســــــــــنگ کوچــــــــــکی"
بر ســــــــــنگ مزارم مــــــــــیزنی ...
به یاد "خاطــــــــــراتم" بخند ...
چرا که اگر گریان باشــــــــــی ...
آخر چــــــــــگونه با دســــــــــتان زیر خاکــــــــــم ...
"اشــــــــــک هایت"
را پاک کنم...!
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم براامام غریبم

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و سـوم نهــم...

...

پدرم نیست ...

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 13چویا برای لحظه ای دستانش را مش...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط