مرد روییاهایم عروست میشوم.. دیگر هیچ لباسی برازنده ی اندا

مرد روییاهایم عروست میشوم.. دیگر هیچ لباسی برازنده ی اندام مرمرینم نیست؛ آغوش تو تمام قدمرا دربرخواهد گرفت.. نه حریری؛
نه یراقی؛ نه دکمه ای؛ ونه هیچ وهیچ؛ آنچه هست تمام مردانگی تواست که تن پوش ونگین زنانگی من است.....
دیدگاه ها (۵)

پارت ۶۰:پایان به یادماندنی(Rose)۱۳ سال بعد. ۲۶ ام مه سال ۲۰۱...

Covenant of Blood and Silk

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟗𝟗دختر کلافه و عصبی دستی توی موهاش فرو ک...

p17

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل سوم: تونل‌ها...

KIM V

رمان جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط