قطار فصل ها از مهر به راه می افتد

قطار فصل ها از مهر به راه می افتد
در ضیافت دفتر و مداد و همکلاسی ،
پر می شود هوا
با مهربانی دست ها
و عطر خوش الفبا درحرف هایش.

زنگ اول ،
مدادی آبی به دستم داد
تا آبی ترین سرود آزادی را بنویسم.

زنگ دوم،
درخت بادام کوچکی کشید
تا ترجمان انتظار باشد.

زنگ آخر،
با خودکار در آخرین صفحه ی دفترم
دوبال کشید...


دفترم را باز می کنم
در ایستگاه بهار
در پیچ اردیبهشت،
دوازده قدم بر می دارم
عطر شکوفه های گیلاس می دود میان کلاس
و چشمک می زنم به درخت بادام بارور.

صدایم عطر پرنده می دهد،
به چشم های همیشه مهربانش نگاه می کنم
و چقدر دلتنگ سرمشقی تازه ام.
دیدگاه ها (۱)

فیک

پارت بیستمبعد از گذروندن پیاده روی طولانی همراه با غرغرهای ا...

𝙰𝚖𝚒𝚛𝚎𝚞𝚡

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

تک پارتی جدید که دوپارتی شد براتون اوردممم p1:فراموشت خواهم ...

عاشق پسر عموم شدم پارت17

Part 16

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط