مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

فاش میگویم و از گفتهء خود دلشادم

فاش می‌گویم و از گفتهء خود دلشادَم
بندهٔ عشقم و از هر دو جهان آزادم
حضرت حافظ
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
حضرت حافظ
خبر از عیش ندارد که ندارد یاری
دل نخوانند که صیدش نکند دلداری
سعدی جان
هر که معشوقی ندارد عمر ضایع می‌گذارد
همچنان ناپخته باشد هر که بر آتش نجوشد
حکیم نظامی گنجوی
هر که نبود مبتلای ماه روی
اسم او از لوح انسانی بشوی
شیخ بهایی
هر که هوایی نپخت یا به فراقی نسوخت
آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
سعدی جان
هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
الا بر آن که دارد با دلبری وصالی
سعدی جان
به داغ عشق در اینجا اگر نسوخته ای
ز آفتاب قیامت نجات ممکن نیست
صائب تبریزی
عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود
جویندهء عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد / هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود
مولانا
خوشتر از دوران عشق ایام نیست
بامداد عاشقان را شام نیست
سعدی جان دلم
از صدایِ سخنِ عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبدِ دَوّار بِمانْد
حضرت حافظ
هر چه گویی آخری دارد به غیر از حرف عشق
کاینهمه گفتند و آخر نیست این افسانه را
وحشی بافقی
پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت
پدر عشق بسوزد که درآمد پدرم
استاد شهریار
دیدگاه ها (۰)

اندر آنجا که قضا حمله کندچاره تسلیم و ادب تمکین است#پروین_اع...

رستمی باید که پیشانی کند با دیو نفس#سعدی_جان در تو آن مردی ن...

هرگز کسی را برای گناهش سرزنش نکنکه خود نیز دچار آن می شوی#قر...

جهان و کارِ جهان جمله هیچ بَر هیچ است هزار بار من این نکته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط