از این راه شوم ،گرچه تاریک است

از این راه شوم ،گرچه تاریک است
همه خارزار است و باریک است
ز تاریکیم بس خوش آید همی
که تا وقت کین از نظرها کمی
دیدگاه ها (۲)

«دیده و دل»گر بنی آدم اعضای یکدیگرنداز این روست که در آفرینش...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

گرچه همچون آرزو دمساز دلها  بوده ام در جهان تا  بوده ام تنها...

وقتی یوکی بالاخره از دنیای شیاطین بیرون آمد، هنوز گوش‌های گر...

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

تقدیم به زندگیم:ای نوگل باغ زندگانیای برتر و بهتر از جوانیای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط