جان من گر دل به دست دلستانی داشتی

جان من گر دل به دست دلستانی داشتی
رحم بر خون دل آزرده جانی داشتی
بیش از این بودی به عاشق مهربان ای سنگدل
گر بت سنگین دل نامهربانی داشتی
بی خبر کی بودی از درد نهان من چنین
گر چو من در عاشقی درد نهانی داشتی
منع من کردی کجا ز آه و فغان در عشق اگر
از غم معشوقه ای آه و فغانی داشتی
کی گمان بد به من می داشتی در عشق خویش
گر چو خود عاشق فریب و بدگمانی داشتی
بر دل من کی زدی ناوک اگر زخمی به دل
از خدنگ غمزهٔ ابروکمانی داشتی
داشتی بر جان و دل گر درد و داغی ای رفیق
آه آتشبار و چشم خون‌فشانی داشتی
دیدگاه ها (۰)

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

چه دل‌ها بردی ای ساقی به ساق فتنه انگیزتدریغا بوسه چندی بر ز...

چه دل‌ها بردی ای ساقی به ساق فتنه‌انگیزتدریغا بوسه چندی بر ز...

ای مرا آزرده از خود، گر پشیمانی بیانغمه های ناموافق گر نمی خ...

ای مرا آزرده از خود گر پشیمانی بیانغمه های ناموافق گر نمی خو...

ای راحت جان یار وفادار که بودی؟ ما دل به تو دادیم تو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط