هوای ابری دلم را تو خورشیدی مهربانم تو بخشنده ی بی منت من

هوای ابری دلم را تو خورشیدی مهربانم تو بخشنده ی بی منت من که آغوش
همیشه بازش دلم را گرم می کند
و خانه ام را نور می بخشد....
این است که در عمق این تاریکی ها تو
را یاد می کنم....
این است که در میان این همه
ناملایمات از تو می نویسم...
از نور....
از بخشندگی ....
از امید....
از مهر
یا نور فوق کل نور....
ای نور برتر از هر نور....
می دانی حال دلم را....
می شناسی ام....
نزدیکی به من....
این من و این تو
نجاتم بده....
نجاتمان بده....
دیدگاه ها (۱۲)

امروز یه روز عادی نیست.

یاد گمشده یی

نشان سوخته.

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

RESPECT OR DIE : پارت هجدهمصدای مرد در راهرو پیچید...جونگ‌کو...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط