زمان گذشت...

زمان گذشت...
خیلی چیزها به دست آوردیم
خیلی چیزهای با ارزش رو از دست دادیم،
سادگی هارو...
بوی عطر چای صبح خونه‌یِ مادربزرگ رو...
نعلبکی های گل دارِ خوش رنگ رو...
کاش زمان نمیگذشت...

‌
دیدگاه ها (۱۰)

مادربزرگ میگفت :)چای را باید توی قوری چینی دم گذاشت، قوری‌ چ...

چطوری توی مدرسه مرتب بنظر برسیم؟🍚⏝︶ׅ︶‌⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶‌⏝برای اینکه تو...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

باغ//جونگکوک« داداشی؟»& بله جونگکوک« میخوای سوار تاب بشی؟»& ...

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p21چند دست لباس خ...

پارت ۲۲:

.بیو یکی از کرکترای همون پروژه (مهم ترینشون)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط