حواسمون هست!!!

حواسمون هست!!!
فکر می کردم اعمال من خیلی کامل است.
من خیلی در اعمال خودم مراقبت می کردم، اما وقتی کتاب اعمال خودم را مشاهده کردم، به تعبیر دنیایی رنگ از چهره ام پرید.
من با طوماری از کارهای اشتباه مواجه شدم که اصلا فکرش را نمی کردم.
من با چمدانی خالی از اعمال صحیح به برزخ آمده بودم.

مثلا یکبار به دوستم گفتم: موبایلت رو بده که یک‌دقیقه با منزل تماس بگیرم.
اوایل آمدن موبایل بود و هزینه تماس بالا بود. من به جای یک دقیقه، چهار دقیقه با منزل صحبت کردم!
به من گفتند: چرا به دوستت نگفتی که بیش از یک دقیقه صحبت کردی؟! باید رضایت او را به دست می آوردی.
و هزاران مورد اینگونه دیگر...

📚برگرفته از کتاب #تقاص.
#حق_الناس در تجربه های نزدیک به مرگ.
دیدگاه ها (۱)

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏۹●•_ویلیام جیمز موریارتی_صبحون...

ترجمه لایو تولد جونگ کوک 🎀✨🐰اگه دوربین جدیدی که قصد خریدش دا...

پارت اول | یک روز معمولیپارک لاراـ لارا، بیداری؟چشم‌هام رو ب...

علم نزدیکترین فرد به شاه قبل از انقلاب مرد

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

وقتی که دشمن اعصابت شوهرت میشه

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... یادآوری! علامت...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان آغوشی از جنس خطر پارت پانزدهم ۱۵

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط