کم‌کم تفاوت ظریف میان نگه‌داشتن یک دست و زنجیر کردن یک رو

کم‌کم تفاوت ظریف میان نگه‌داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.
این‌که عشق تکیه‌کردن نیست..
و رفاقت، اطمینان خاطر.
و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند
و هدیه‌ها، عهد و پیمان معنی نمی‌دهند.
و شکست‌هایت را خواهی پذیرفت
سرت را بالا خواهی گرفت با چشم‌های باز..
و یاد می‌گیری که همه‌ی راه‌هایت را هم‌ امروز بسازی .. که خاک فردا برای خیال‌ها مطمئن نیست..
و آینده امکانی برای سقوط به میانه‌ی نزاع در خود دارد..
کم کم یاد می‌گیری که حتی نور خورشید می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری...
بعد باغ خود را می‌کاری و روحت را زینت می‌دهی؛ به جای این‌که منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
و یاد می‌گیری که می‌توانی تحمل کنی...
که محکم هستی...
که خیلی می‌ارزی..
و می‌آموزی و می آموزی
دیدگاه ها (۳)

یــِـه کــِـسایـی هــَـستــَن کـــِـه وَقــتی یـادَم میــاد ...

صبح بود ثانیه ها گذشت اسیر ساعت...گشتیم و ساعت ها گذشت اسیر ...

من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این ا...

:قــدرتنه دســت هیتلـــر اســتو نه دســـت تمــام کســانیکه ج...

در جهنمی که خدایانِ ساخته‌ی ذهن، بندگان خود را تا لب چشمه می...

تنهایی، شبیه به یک خانه‌ی قدیمی و متروک است؛ در ابتدا سرد و ...

گاهی باید قبل از آنکه کاملاً ویران شوی، دستِ خودت را بگیری، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط