میترسم از اشکی که بر گونه ات غلتیده باشد ....

میترسم از اشکی که بر گونه ات غلتیده باشد ....

و من ندانسته و نا خواسته باعثش باشم ...
دیدگاه ها (۱۱)

میترسم 'بخواهی' به ,,خوابم,, بیاییو من از دلتنگی ات ..شب.. ر...

نخند جانم، نخند...♡آدم دست و پای دلشمیان چال گونه ات میشکند ...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪ات عکس را محکم در دست...

برادر ناتنی پارت 8ویو عمارت جیمین: جیمین از ماشین پیاده شد و...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟏مینا با دیدن اشک روی گونه‌ی ...

برده عمارت جئون

پارت 8رمان✨ عشق مدرسه ای✨هیون :باشهات ساعت رو نگاه کردات: هی...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط