مورچه ای را دیدم با این کوچکی اش باری را میبرد از خود بزر

مورچه ای را دیدم با این کوچکی اش باری را میبرد از خود بزرگتر ...

.

.

.

منم اصن حال و حوصله ی لوس بازی و متحول شدنُ نداشتم کشتمش !!!

همینم مونده از مورچه پند بگیرم ...

والاااا ...
دیدگاه ها (۱۰)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part16چشاشو سگی کرد و بهم نگاه کرد بعدم راه ا...

🔴 حکایت پند آموز (‍عاقبت رباخواري)آقا سید مهدی کشفی که از یا...

بگین ببینممن بخوام بگم خببب 3 سال پیش قشنگ یادمهتو اتاقم بود...

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

Part²⁹ازش دور شدیم جونگکوک: که فقط تورو می‌زارم رو کولم؟(با ...

" ویو کوک "بعد از ناهار همه رفتیم توی اتاقامون لیا اومد تو و...

★彡   Part 57 彡★ لباسم رو با یه تیشرت ساده عوض کردم و به سمت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط