یه روز پدر بزرگم قفل کمدش رو باز کرد و یه پیپ قدیمی رو نش

یه روز پدر بزرگم قفل کمدش رو باز کرد و یه پیپ قدیمی رو نشونم داد و گفت:
مهمترین چیزی که یه مرد باید بدونه اینه که نباید یه زن همه چیز رو بدونه، و البته نباید هم از همه چیز بی خبر باشه!
حس بین دونستن و ندونستن واسه اون ها خوشاینده،
باید اجازه بدی زن ها همیشه سوال کنن، با ذهنشون بازی کن، خودشون هم این رو می خوان...
فکر کنم واسه همین بود که وقتی مادربزرگم از پدر بزرگم می پرسید که هنوزم دوسم داری؟
پدربزرگم بهش می گفت: اون پیپ من رو پیدا کن تا بهت بگم!
اما خب پیپ که قطعا پیدا نمی شد، مادربزرگ هم جواب سوالش رو نمی گرفت، سوالی که می دونست جوابش چیه اما باز هم می پرسید.


#روزبه_معین #خاطرات
دیدگاه ها (۱)

P¹²هاری به عکس قدیمی خیره شده بود.«اون شب... ما اینجا نیومده...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌وششم | راز مادرتاریکی همه‌جا رو گرفت.لانا ...

Custom bride

برادر ناتنی

درسته کار مفید توناین بوده که بیایید به مادر من بگیدغلط کردی...

پارت ۱۲

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:3📱 صبح روز بعد، ات با چشم...

🌱 قسمت اول داستان یکی از دخترای کان...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط