روزی گفتی شبی کنم دلشادت

روزی گفتی شبی کنم دلشادت
وز بند غمان خود کنم آزادت
دیدی که از آن روز چه شبها بگذشت
وز گفته‌ی خود هیچ نیامد یادت؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۹ — سال‌ها بعد 💍🌸چند سال از روز فارغ‌التحصیلی گذشته بو...

قم، پیش از تو فقط شهری بودو پس از تو، روایت شد...روزی که کار...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

#تکپارتی چرا نمیتونم از فکر کردن بهت دست بکشم...؟بنگچان( این...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط