روےڪاغذ نوشتم :

روےڪاغذ نوشتم :
دست هـــاے تو …
و روےآن دست کشیدم !
رویےکاغذ نوشتم :
شانـــه هاےتو …
و سر بر شانه ات گذاشتم !
روے ڪاغذ نوشتم :
چشــــم هاے تو …
و یڪ دل سیر تماشایشان ڪردم !

هر صبح …
با مشتـــے ڪاغذ در آغوشم …
از خواب  تـــو بیدار شدم !

و اینک
روےهمــــان کاغذ قـــدیمے
مے نویسم :

سلامــ زندگے...
دیدگاه ها (۹)

پشت نگاه سردت — پارت هفتم ویو صبح آتصبح از خواب بیدار شدم و ...

فیک تهیونگ مافیایی

#برادر ناتنی من

پارت ۱۹۵

چند پارتی جونگ کوک

چندپارتی جونگ کوک

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط