- چرا انقدر ساکتی؟

- چرا انقدر ساکتی؟
- یه چیزی بگو!
- تنها کسی که اینجا حرف نمیزنه ، تویی!
- چرا هیچی نمیگی؟
- خیلی درونگرایی!
- کِی قرارِ یخِ تو آب شه؟
- حس میکنم ناراحتی!
- همیشه همینجوری ساکتی؟
- یه چیزی بگو ، صداتُ بشنویم!

قدیما انقدر پرحرف بودم که خودم حس میکردم ، هرلحظه یکی دلش میخواد بکوبه تو دهنم و بگه : بسه دیگه ، چقدر حرف میزنی!
انقدر شیطون بودم که واسه توصیف کردنِ اون حجم از شیطونی ، فقط میتونم بگم : از دیوارِ راست بالا میرفتم!
این منِ ساکت ، یه زمانی خواننده ای بود واسه خودش ...
تعریف از خود نباشه ، انقدر خوب میخوندم که همه ، تو روزایِ شادشون ، میومدن سراغم ، تا برم وسطِ مجلسشون و قِر بندازم تو کمرِ حُضار!
به خاطرِ کوچیکترین و بی مزه ترین مسائل ممکن ، ساعت ها قهقهه میزدم!
و خلاصه ؛ از اون آدمایی بودم که یه جا بند نمیشن و هر ثانیه یه چیزی واسه گفتن دارن ...
ولی حالا ؛
دیگه اون دیوونه سابق نیستم!
خیلی خسته ام ‌...
انقدر خسته ام که ، حتی توانِ حرف زدن راجع به اینکه چرا حرف نمیزنم هم ، ندارم!
و ترجیح میدم ، آدما هرجور که میخوان درموردم فکر کنن ، هر جور که میخوان درموردم حرف بزنن ، اما ؛ به هیچکس راجع به اینکه چقدر خستَم ، چیزی نگم :)
#شکلات_تلخ
دیدگاه ها (۰)

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

Love&HateP.5-چرا انقدر دیر اومدین_به تو چه(ببخشید دیگه)&هانا...

ورق بزنید.......

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... (ویو ا.ت)نور س...

ادامه part 64بعد رفتم توی اتاق کوچیکی که توی اتاق در آوردن ب...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۲

^فیک جونگکوک^(پارت؟)

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط