### 🖤 پارت ۳: خشم سه پادشاه

### 🖤 پارت ۳: خشم سه پادشاه

تهیونگ به سمت ماشینش رفت، مشت‌های گره‌کرده‌اش سفید شده بودند. "کای... این کار کار کای عوضی‌ه!" او با خشم غرید. نامجون سرش را تکان داد. "دقیقاً. این بازی جدیدشه. می‌خواد ما رو ضعیف کنه."

یونگی که تا آن لحظه سکوت کرده بود، صدایش در تاریکی پیچید: "ضعیف؟ اون نمی‌دونه با کی طرف شده." او به سمت گاراژ رفت، جایی که موتورهای قدرتمندش پارک شده بودند. "من خودم پیداشون می‌کنم."

تهیونگ پوزخندی زد. "تنها نمی‌ذارمت. منم میام."

نامجون دستش را روی شانه تهیونگ گذاشت. "من اینجا می‌مونم و اوضاع رو کنترل می‌کنم. شما دو تا برین و مراقب باشین. هر خبری شد، فوری بهم بگین."

ماشین‌های مشکی براق با سرعت از گاراژ خارج شدند و در تاریکی شب ناپدید شدند. تهیونگ و یونگی، دو شکارچی بی‌رحم، در جاده پیش می‌رفتند. سکوت بینشان سنگین بود، اما هر دو می‌دانستند که هدف مشترکی دارند: نجات دوستانشان و انتقام.

در همین حال، در مخفیگاه کای، جیمین و جونگ‌کوک با هم تنها مانده بودند. جونگ‌کوک سعی می‌کرد جیمین را آرام کند، اما خودش هم از ترس می‌لرزید. "نگران نباش... اونا میان. تهیونگ... یونگی... اونا م
دیدگاه ها (۰)

### 🖤 پارت ۲: آغاز شکارخبر دزدیده شدن جیمین و جونگ‌کوک مانند...

تکپارتی_تهکوک_درخواستی( ببخشید دیر شد )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط