یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم:

یکی از فانتزیام اینه که با لحن جدی و خسته به یه دکتر بگم: لطفا حاشیه نرو دکتر!!!
بعد بلند شم و از پنجره مطبش به افق خیره بشم و بگم: فقط بگو چند روز دیگه زنده می مونم؟
.
.
.
.
.
لامصب خیلی کلاس داره
ولی هر سری فقط شیاف مینویسه..!!! :
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_50سر سفره نهار نشستم .._سکین...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 3«ویو ا.ت»_نه، تقصیر من نیست، تقصیر خودته که انقدر ...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 2 | مرد عنکبوتی سیاهکه یهو....تَق!صدای برخورد چیزی ب...

فیک تهیونگ

رمان عشق ممنوع

جدایی

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

سکوت پیست²Part:⁴خواستم با همین لباس پایین برم که لباسی اویزو...

~عشق و جدایی~~فصل دوم~Part:"14"ویو کوکبرای لحظه ای هیچ صدایی...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط