یک گل میخک یک گل میخک کز اون یار افسونگرهدیه گرفتم هدیه گ

یک گل میخک یک گل میخک کز اون یار افسونگرهدیه گرفتم هدیه گرفتم با لبخندی جان پروردیدم دارد عزم رفتن گفتم کو مرا مجال سخن؟کی آیی دگر به دیدن من؟گفتا آیم بار دیگر آن دم کاین گل گردد پرپرروی به تو آرم خندان با تو شود هم پیمان  تو دلم را شکستی و رفتی گل میخک ز دست من افتاد دو سه روزی نشاندمش در بر شده بودم به وعده ای دلشاددیده من پر گهر شد از جفای تو وای دیده من پر گهر شد از جفای تو وای گل شد پژمرده دلدارم نیامددل شد افسرده غمخوارم نیامد شد این دل پر خون از جور گردون وز دوری او دل گشته مجنون.
دیدگاه ها (۱)

این زمین پربلا را نام دشت کربلاستای دل بی‌درد آه آسمان سوزت ...

روزی که من تو را از دیروز کمتر دوست داشته باشم، آن روز آفتاب...

عشق تو زیر و زبر دارد دلموز جهان آشفته‌تر دارد دلمپیش ازین ش...

شد خزان گلشن آشنایی      بازم آتش به جان زد جداییعمر من ای گ...

#شد خزان گلشن آشناییبازم آتش به جان زد جداییعمر من ای گل طی ...

در حلقهٔ زلف تو هر دل خطری داردزیرا که سر زلفت پر فتنه سری د...

ترانه «شد خزان» از «رهی معیری»شد خزان گلشن آشنایی بازم آتش ب...

یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارمزیرا که تویی کارم زیرا ک...

‌نیمه شب وقتی ماهدر هماغوشی رویایی ژرفبی صدا دل به زمین داده...

❤🐦این تطاول که کشید از غم هجران بلبلتا سراپرده گل نعره زنان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط