دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت

دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت
هر چه کردم ناله از دل، سنگدل نشنید ورفت
گفتمش ای دلربا دلبر ز دل بردن چه سود؟
از ته دل بر من دیوانه دل خندید و رفت.
دیدگاه ها (۳)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

عاشقانه های شبنم

تو چرا جملہ نبات و شڪریتو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

پارت¹²بی رحمی؟صدای جسیکا بودجسیکا.به به چه بویی لیلی خوبی؟لی...

رمان فیک"هومین و بک جین"باران از عصر شروع شده بود هومین زیر ...

شهید محمد حسین عزیزی یک بانو از اهل خانواده شهادتش تمام شد؛ ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط