تو چشمای پر از دردم ، بدنبال چه میگردی

تو چشمای پر از دردم ، بدنبال چه میگردی
اسیر این تب و دردم ، تو دنبال چه میگردی ؟

من آن تنهای شبگردم ،که دنبال تو میگردم
پر از رنج و پر از دردم ،تو دنبال چه میگردی ؟

میون کوچه های شهر ، بدنبال تو میگردم
تو در این باغ رویاها ، بدنبال چه میگردی ?

به چشمانم نگاهی کن ، ببین حال پریشانم
من و تو هر دو در رنجیم ،بدنبال چه میگردی ؟
دیدگاه ها (۲)

به خانه ام سری بزن، بهار را بهانه کندوباره خلوت مرا، بیا پر ...

ماه دردانه بدان ، خانه ی دل را بلدم !بی ریا غربت ویرانه ی...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

پس از ساعتی که بگذشت ؛ آنگاه که پرتو های آتش و نور و چراغ به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط