ای کاش می توانستم

ای کاش می توانستم

- یک لحظه می توانستم ای کاش –

بر شانه های خود بنشانم

این خلق بی شمار را

گرد حباب خاک بگردانم

تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست

و باورم کنند.

ای کاش

می توانستم!
دیدگاه ها (۱)

در زدی پدر ولی، پشت در کسی نبودکاش دست نرم باد در به روت می ...

تقدیم به جانانم:💐افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسداز گرد رهگذار...

دارکوب ها را از درخت زندگی تان دور کنید!به دارکوب ها نگاه کن...

در شیبِ خاموشِ غروبِ ،اندوه آرام‌آرام از شانه‌های شهر بالا م...

جهان، فقط همان چیزی نیست که با چشمِ غیرمسلح می‌بینیم. در حبا...

کاکورتوک گرینلند#Qaqortow#Greenland)این منطقه که در جنوبی‌تر...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط