پیمانه ی ما

پیمانه ی ما
لبریز شده از درد
این شهر
پر از خالی شده از مَرد
بیزارم از این
چرخش ِنامَرد
سرد است
هوای بی کسی ها
سَرد
دیدگاه ها (۳)

درنوبت حج منتظر وصل خداییم در بندهوائیم واز وصل جداییم رفتیم...

آفریده شده ام تا که فدای تو شوم تا بچرخم گرد عشق رقص سمای تو...

که از ماه دلم تا ماه گردون زمین و آسمان است و شب و عشق

تو را دیشب من از رویای اشک آلوده ی حَسرت که از بُغض غم دور...

صبح یعنىهمہ ے شهر پر از بوے “خداست”عابرى گفت :کہ این “مطلق ن...

صبح یعنىهمہ ے شهر پر از بوے “خداست”عابرى گفت :کہ این “مطلق ن...

بارالها سوخت دیگر جان غم پروردهاریختند آتش به جان تشنگان، دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط