رفتی برو نگاه به پشت سر نکن فکری بحال عاشق غریب و دربدر ن

رفتی برو نگاه به پشت سر نکن فکری بحال عاشق غریب و دربدر نکن
میتونی با خودت بگی نه عاشقی بود و پر شدن نه چشم گریه کردن برات
نه حتی یه دلی شکست
میتونی باور نکنی عاشق ترین غریبه رو این کولی آواره ی اسیر دست سفر رو
میشه صداشو نشنید خواهش دست هاشو ندید به سادگی ازش گذشت
میشه به دادش نرسید
آواره ی عاشق من پای پیاده اومدی از بی نشون ترین شب و خاکی جاده اومدی
دلت و بر دار رو برواینجا تو جای نداری برو که ساده اومدی
برو که راهی نداری
شروع یه هجرت تلخ آخر،هر سفرمیشم نصیب قلب عاشق جاده و چشم ترمیشه
میتونی با خودت بگی نه عاشقی بود و پر شدن نه چشم گریه کردن برات
نه حتی یه دلی شکست
دیدگاه ها (۱)

کاش بشه یه شب بدون غم باشماز همه دنیا اگرچه کم باشمنمیخوام ت...

همیشه جمعه ها بی تو ،همیشه جمعه ها بی عشقهمیشه اسمان جمعه ها...

میروم از شهر تو آخر دگر عشقی نماندهیاد تو چون یادگار زخمی به...

دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است..شیشه ی بشکسته را پیو...

گذاشت و با یه حالت جدی و در عین حال بامزه گفت: “پس، باید موا...

پارت ۱۲۸کیان : تو تنها کسی نیستی که مسخره ات یا اذیتت میکنن....

پارت14یونگی دستش رو گذاشت زیر چونم و تو چشای پر از اشکم زل ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط