nafas1312
۶۲
پسند
چایی می نوشیدم و یادش افتادم یکدفعه
چایی می نوشیدم و یادش افتادم یکدفعه
دلتنگش شدم بغض کردم و اشک در چشمانم
حلقه زد همه با تعجب نگاهم کردند لبخند تلخی
زدم و گفتم چقدر داغ بود...💔
دانلود
۶۶۵
۰۱ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (
۱
)
نماد مرگ پارت شیشم
و ته...هنوز نگاهم میکرد.من لبخند زدم.یه لبخند پر از اشک.بعد...
🍷🌹…………………………پارت۱۱…………………………🌹🍷#معشوقه_آلفا………………… ویو مین ……...
رمان :تا وقتی که عاشقت شدم
پارت ۲خیابان ها خلوت ترسناک بودند...باران هر لحظه شدید تر می...
رمان :قرارداد سرنوشت
هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_26لرزون بلند شد+ک..کیو میگی؟...
❤️🔥╣[No touching فصل ۲]╠❤️🔥(。♡part 210♡。)فقط صدا...
𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...
حقیقتا واقعا خستم میدونم شمام خسته اید به هر حال هرکس به اند...
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین