.

.
.
رفتن..!
.
رفتن همیشه ریختن لباس در چمدان..
و رهسپار جاده شدن نیست..! رفتن گاهی..
گاهی آن است که شور..، عشق و احساست..،
پیش از تو چمدانشان را بسته باشند..کوچ کنند..؛
و تنت اینجا..
بی خویشتن و خالی از خود..
در ایستگاهی تنها بماند..! این نیز رفتن است..،
تلخ تر از هر رفتن..!! .
.
.
دیدگاه ها (۱)

عاشق کشی.....

باله ی زندگی را رقص میکنم ..........می پیچم در خودم ....... ...

بدبختی داریمااااا

mibandam khodam ra....

گاهی قهرمانِ داستانِ خودِ زندگی‌مان، آن کسی نیست که می‌ماند،...

بعضی داغ‌ها را نمی‌شود توضیح داد… فقط باید با آن‌ها زندگی کر...

در اعماق تاریکِ این شهر، جایی که نورِ خورشید هرگز به کفِ خیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط