Multi-Part: 3

Multi-Part: 3

When you were pregnant, you went to the gym without her permission.

ا.ت : یوناااا

یونا : چته چرا جیغ میکشی

ا.ت : احمق میدونی ساعت چنده؟؟ اگه جونگکوک اومده باشه چی؟

یونا : صبر کن.. مگه ساعت چنده؟( ساعت و نگاه کرد) وایییی الان بابام منو میکشه زود جمع کن بریم

اماده که شدیم با بچه ها خداحافظی کردیم و زود از بار بیرون زدیم

ویو جونگکوک :

وسط جلسه بودم ساعت 9 و نیم اینا بود تا 10 جلسه داشتم هوففف

!! : خب اقای جونگکوک این برگ و امضا کنید بریم سراغ بقیه

برگه رو امضا کردم که گوشیم توی جیبم لرزید.. بیرونش اوردم دیدم یکی شماره ناشناس پیامم داده

(اسلاید 2 )

+با.. باورم نمیشه این ا.ت بود... او. اون به من خیانت کرده.. هه چقد ساده بودم بدون توجه به بقیه از جلسه زدم بیرون و سوار ماشین شدم و به سمت خونه روندم از شرکت تا خونه دقیقا نیم ساعت راه بود

ویو ا.ت :

از خونه تا بار زیاد راهی نبود و یک ربعه رسیدیم ساعت 9:45 بود زود رفتم خونه دیدم خداروشکر هنوز جونگکوک نیومده زود لباسم و عوض کردم و رفتم که شام درست کنم. که یک لحظه صدای پر سرعت ماشین و محکم باز شدن در و شنیدم که...


برای دو پارت بعدی حمایت کنید.... نمیگم چقدر ولی خودتون حمایت کنید و اینکه نظرتون درباره اینکه چت ها رو توی فیکایی که مینویسم مثل اسلاید دو درست کنم چیه؟
دیدگاه ها (۰)

Multi-Part: 2When you were pregnant, you went to the gym wit...

Multi-Part: 1When you were pregnant, you went to the gym wit...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط