سوار تاکسی شده بودم راننده داشت ازتجربیاتش میگفت منم انگش

سوار تاکسی شده بودم راننده داشت ازتجربیاتش میگفت منم انگشتم رومیزدم روداشبورد برگشت گفت:چیکار میکنی؟
گفتم :
.
.
.
.
.
.
.
دارم لایک میکنم
هیچی دیگه زد بغل پرتم کرد پایین...فکرکنم کامنت نذاشتم دلخورشد...
مردم اصاب ندارناااااااا...دیوونه..
دیدگاه ها (۹)

رمان دخت من

No like ...نه میشد گفت کوه بودند ...نه میشد بگم تپه بودند ....

پارت ۳(سرنوشت)منو بغل کرد برد داخل بهش گفتم ا/ت:هوی قول بیاب...

مربی موتور سوار

My idol

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

____[The Forbidden Crossing]____

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط