من شعرهایی دارم که گروه خونی‌شان

من شعرهایی دارم که گروه خونی‌شان
گره می‌خورد به چشم‌هایت
که گاهی می‌خندند
گاهی نمی‌خندند
و گاهی آن‌قدر مثبت می‌شوند
که نفع هر دوی ما
در بی‌تو بودن، منفی‌ست.


" روجا چمنکار"
دیدگاه ها (۲)

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

من دیوانه‌ی توام، نه از آن دیوانگی‌های ساده… از آن جنس که هر...

موسیقی

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

خالِ سیاهِ گوشه‌ی چشمت چه می‌کند با دل که بی‌قرارِ تماشای تو...

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

این روزها آن‌قدر آرایش‌ها زیاد شده که گاهی نمی‌دانیم کدام چه...

به اشک گفتم:تو کیستی؟چرا هر وقت دلم می‌شکند،تو زودتر از همهخ...

گاهی خدا پاسخ بندگی‌ات را فقط به اندازه‌ی آرزوهایت نمی‌دهد؛🌱...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط