دلم برای تو تنگ است، تنگ! می‌فهمی؟

دلم برای تو تنگ است، تنگ! می‌فهمی؟
اگر چه نیستی، اما قشنگ می‌فهمی

همین که باد به در می‌خورَد هر از گاهی
...جلوی آینه‌ام بی‌درنگ، می‌فهمی؟

شب‌ست و روی شقیقه تپانچه‌ای که شده
مرور خاطره‌هایت فشنگ، می‌فهمی؟

برای این‌که بمیرم بدون تو یا نه
میان عقل و‌دلم هست جنگ، می‌فهمی!؟

میان موج بلا می‌رود چه بی پروا...
به سمت ساحلِ مرگ این نهنگ، می‌فهمی؟

سرم هوای تو دارد هنوز با این حال
سری که خورده پس از تو به سنگ، می‌فهمی؟
دیدگاه ها (۱)

جمعه که می‌شود، دلم برای تو تنگ‌تر می‌شود. امروز روز توست، ر...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

«می‌گویند پاییز فصل عاشقی است؛ فصلِ دل‌سپردن‌های بی‌‌هوا و ق...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط